دلگفته های یه دلشکسته با خدا
این چه دنیا ایه؟!! صافی و سادگی و یک رنگی خریدار نداره .. دنیای رنگین کموناست ... عشق معناشو از دست داده ...دلها از سنگ هم سخت تر شده ... همه گرگ شدن ... ما چشمامونو بستیم به روی خوبی ها یا خدا امتحانمون میکنه ؟!..... شانسه یا تقدیر نمیدونم ...ولی عاشقی بهاش سنگین شده.. خسته شدم از هرچی دوست داشتن دروغی خسته شدم از هرچی احساس دروغی خسته شدم از هرچی نامرد و بی معرفته خسته شدم از هرچی عشق بی احساس خسته شدم از هرچی رفیق نارفیقه خسته شدم از هرچی همدم تنهایی که تو تنهایی ها پیشم نبودن خسته شدم از بس دروغ شنیدم و سکوت کردم خسته شدم از بس قلبمو شکستن خسته شدم ....... خدایا اجازه هست ناصبوری کنم؟ به بزرگیت قسم از صبوري خسته ام... از فريادهايي كه در گلويم خفه ماند و میماند... از اشك هايي كه شبها تنها بالشم و تو شاهد آن هستید و از حرف هايي كه زنده به گور گشت در گورستان دلم آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را ، در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی . . . آرزوی پــرواز دارم مرا اجابت نما ای تنهــا امیدم نمی دانم چه می خواهم خدایا... به دنبال چه می گردم... شب و روز چه می جوید... نگاه خسته من چرا افسرده است این قلب پرسوزگریزانم از این... مردم كه با من به ظاهر همدم و یكرنگ هستند... ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد... پیرایه بستند دل من ای دل دیوانه من كه... می سوزی از این بیگانگی ها مكن دیگر... ز دست غیر فریاد خدا را بس كن این دیوانگی ها... بار خدایا: دلم تنگه،دلم گرفته،دلم گریه می خواد آری دلم گرفته٬از این روزگاران بی فروغ!از این تکرارهای ناپایان! دلم گرفته از این همه کینه این همه دروغ! از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگ است! دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم! دلم برای دلتنگی های شیرین و انتظارهای کشنده تنگ است! نمی دانم کدامین نامهربان٬خواب را از دیدگانم دزدید که اینگونه در حسرت و دلتنگ خواب شیرینم سرگردانم؟! دلم گرفته!دلم تنگ است!روزگار چشمانم طوفانی است و در انتظار باران های سیل آساست آره! این روزا دلم بدجوری گرفته چشمام منتظر یک بهونه است که هی بخواد بباره خدايا فقط همين بهت ميگم خيلي تنهايم خدايا تنهاي تنها خدايا از همه چيزو همه كس خسته شدم خدايا ديگه آرزو ندارم ديگه دعا نمي كنم چون فكر نمي كنم كه هيچ وقت آرزوهاي من براورده بشه چون واقعا فراموش شدم فكر مي كنم تو اين دنيا زيادي هستم جاي انسان هایی كه خوشبخت هستن هم گرفته ام ديگه نياز به دعاي كسي ندارم فقط آرزوی مرگ دارم از شما دوستانی که به وبم میایین خواهش میکنم از خدا بخواین مرگم رو نزدیک کنه چون واقعا از زندگیم خسته شدم خدایا از این دنیا خسته شده ام از این نا مهربانی ها خسته شده ام هر شب چشمانم خیس است هر شب در خواب دعا میکنم.خدایا مرا در خواب بمیران تا در هنگام مرگ چشمانم دنیا را نبیند تا که مردنم را کس نفهمد...کس نبیند... برای نجاتم تلاشی نباشد... از این زندگی خسته شده ام. خستگی من ناشکری خدا نیست..از روی غرور نیست.. از دست این زمانه خسته شده ام... امید هنوز در وجودم زنده است....اما... امید به چه؟ به که؟! انگار در قلب غم زده ی من...قلب همیشه پر از درد من... غوغایی شده! کسی وارد شده؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! اما نه...!!! چه کسی میتواند از حصار دلتنگی هایم بگذرد؟ چه کسی میتواند شریک دلتنگی های من شود؟ نه...! من نمیخواهم کسی را در این دنیای خود شریک کنم. در دنیایی که حتی یکبار...فقط یکبار بر روی من لبخند نزد! نمیخواهم کس دیگری را به اندازه ی خود دلتنک ببینم. خدایا مرا ببخش... خسته شدم از هرچی دوست داشتن دروغی خسته شدم از هرچی احساس دروغی خسته شدم از هرچی نامرد و بی معرفته خسته شدم از هرچی عشق بی احساس خسته شدم از هرچی رفیق نارفیقه خسته شدم از هرچی همدم تنهایی که تو تنهایی ها پیشم نبودن خسته شدم از بس دروغ شنیدم و سکوت کردم خسته شدم از بس قلبمو شکستن خسته شدم ....... من مرغکی پر بسته ام کی هست که درد منو بفهمه؟
که چیزی
به چشمانم راه نمیابد جز اشک
به قلبم٬جز بی کسی
به دستانم جز خیسیو
به پاهایم جز سستی
کاش زبانم هم قادر به فریاد بود
کاش...
کاش...
کاش...
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشندو باز احساس تنهایی کنی
وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد
وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی
وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند
وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد
وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود
وقتی تمام درها به رویت بسته اس...
آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و
از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که
« ای خدای بزرگ دوستت دارم!»
و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

بار الها
الهی
خدایا:
خدا جونم
دلم خیلی گرفته
دلم قدر یه دریای غمگین توی غروب غم انگیز گرفته
دلم قدر یه آسمون بارون دلتنگی گرفته
دلم خیلی گرفته
دلم گرفته...دلم اونقدر گرفته که میخوام سر به بیابون بزارم
خیلی غمگینم خدایا
از ته قلبم ناراحتم...چشمام میباره...دلم ابری شده...دلم اونقدر ابری شده که نمیتونم نفس بکشم...دلم خیلی گرفته از خیلی ها...
خدایا:کمکم کن...مگه نگفته بودی چند بار صدات کنم مرادمو بهم میدی؟
خدایا:مگه نگفتی اگه از ته دلم صدات کنم جوابمو میدی؟خدایا:تو مگه نگفتی آدما هر جایی باشن صداشونو میشنوم؟
خدایا:مگه تو شنوای بینا نیستی خدا؟
خدا:چرا جوابم نمیدی خدا؟
خدا...خدا...خدا...خدا
تو بگو چند بار صدات کنم جوابمو میدی...من دارم...
من خیلی غمگینم خدا...تو کجایی؟تو کدوم آسمونی؟میخوام بیام پیشت از آدمای بی معرفت شکایت کنم
دلم خیلی غصه داره خدا...
خدا:خیلی ناراحتم...
این تو نبودی که گفتی تو دلهای شکسته هستی؟
دلم شکسته...صداشو میشنوی؟دلم شکسته و ابری شده...چشمام میباره...
با اشک صدات کردم ، شنیدی؟
کجایی خدا؟تو کدوم آسمونی؟
با چه زبونی بگم بهت نیاز دارم...؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از زندگانی خسته ام
چه کنم با دلی که شکسته
به دلم کوه غصه نشسته
چه کنم با غریبی قلبم
که برام هر دری شده بسته
بروم خسته از همه کس
خسته از همه جا
سر به گریه گزارم
شده ام غرق درد وبلا
بیش از این به خدا
طاق غصه ندارم
می خوام از گذشته ها
دلو پشیمون بکنم
با موهات ببندمش
یه گوشه زندون بکنم
بخت م ز من برگشته
آب از سرم گذشته
دیگه از مردونگی نامی نمونده
کسی از مهر ووفا درسی نخونده
حتی دنیا رو به من درهاشو بسته
دیگه تاب رفتن ندارم با پای خسته
نه این طور با تو بودن توی دنیا
نه این جوری نشستن تو رویا
نه هر لحظه روزی صد دفعه مردن
نه اشکی که بریزم واسه غم هام
کی هست که گریه های شبونه ی منو ببینه؟
کی هست که به من کمک کنه؟
کی هست که غصه ی منو بخوره؟
چــــــــــــــــــرا من آنقدر تنهـــــــــام؟
چـــــــــــــــــرا من آنقدر خسته ام؟
سیــــــــــــــــــرم
از زندگی سیرم
خدایـــــــــــــــــــــا بسه بسه بسه
من دیگه نمیخوام زندگی کنم
تمومش کن خسته شدم
خدایا مرگ منو برســــــــــــون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

| Design By : Night Melody |

